آوای فاخته

دل‌نوشته‌های گاه و بیگاه من

آوای فاخته

دل‌نوشته‌های گاه و بیگاه من

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «افطار» ثبت شده است

افطاری دیشب

يكشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۲۳ ق.ظ

دیشب رفتیم خونه دایی جان افطاری. افطار که تموم شد و سفره رو جمع کردیم (از حق نگذریم آقایون هم کمک کردند) رفتیم ظرفا رو شستیم. بعدش گفتم برم زودتر نمازمو بخونم که یادم نره. نماز خوندم و برگشتم دیدم میخوان شام بیارن. هیچی شام اوردیم  و خوردیم و این بار آقایون کمک نکردند جمع کنیم و بعدش هم ظرفا رو شستیم و بعد ساعت شده بود نزدیک ۱۱ شب. دیگه تا بیایم یه میوه بخوریم باید راه میفتادیم میرفتیم خونمون.

خب اخه چه کاریه؟ اگه میخواید شام بدید کنار افطارتون، همون وقت افطار بدید دیگه. یهو پهن کنیم و جمع کنیم و بشوریم. نه اینکه کل ساعاتی که اومدیم همو ببینیم در حال پهن کردن و جمع کردن و شستن باشیم.

مسئولین چرا رسیدگی نمیکنن واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • فربانو ...